اندر خواجه‌های خارجی

کمیته شهروندی نجات گروگانها و زندانیان سیاسی تاجیکستان این هفته را برای دو فعال شهروندی، «الفت خانم محمدشاه اوا» و شوهر سابقش، «خالبش خالبش اف» که اخیراً در حادثه‌های بدخشان بازداشت شدند، اختصاص داده است. برای آشنایی با شرح حال این دو فعال مدنی، عزیزان لطفاً شرح حال آنها را مطالعه کنند. و اما موضوعی که در این یادداشت مورد بحث ماست، چنذان بی ربط به این مناسبت نیست

امامعلی رحمان دو روز پیش یعنی در 18 ژوئن سال جاری، در صحبت با فعالان استان «ختلان»، به حادثه‌های غم‌انگیز اخیر در «بدخشان» اشاره‌ کرد و با اعتراف به اینکه شخصاً دستور کُشتن و به قول خودش، «بی‌ضرر» کردن راهبران این منطقه داده است، این جنایت را مثل همیشه به گردن حزب نهضت اسلامی انداخت و گفت: «وقتی این کارها شد، ما اطلاع داشتیم، لجام اینها را «خواجه‌های خارجی» (1) به دست گرفتند. در یک مدت کوتاه 26 میلیون سامانی مبلغ‌گذاری اشان کردند. 26 میلیون! همین گروهها! و اداره اشان می‌کردند از خارجه. همان حزب تروریستی نهضت اسلامی و خواجه هایش. همان! هدف – کودتاست…» پایان سخن رحمان

به همین مناسبت، لازم دیدم، درباره «خواجه خارجی» که «امامعلی رحمان» 30 سال است از آن می‌گوید و هر غلط و اشتباهی که انجام می‌دهد، به گردن حزب نهضت اسلامی — که گویی به دستور «خواجه خارجی»اش مرتکب شده است — بار می‌کند و به تبع او، نوکرانش نیز مثل طوطی تکرارش می‌کنند، صحبت کنم

می‌خواهیم ببینیم، این «خوجه خارجی» — که رحمان همیشه از او می‌گویند، ولی هرگز وجودش لمس نشده — چه کسی است و اصلاً، وجود خارجی دارد

حال، منظور خود را در چند نکته بیان می‌دارم

نکته امل: بر فرض اگر بپذیریم (بر فرض محال) که در پشت ماجرای اخیر «بدخشان» و پیش از آن، در ورای سایر حادثه‌های مشابه که در 30 سال اخیر در تاجیکستان واقع شده‌اند، حزب نهضت اسلامی تاجیکستان می‌ایستاده و این حزب گویی «خوجه خارجی» دارد و به دستور او مرتکب این اعمال می‌شود، خوب، در این صورت، این «خوجه خارجی» چه کسی و چه جهتی می‌تواند باشد؟ بالاخره، «مریخیها» که نیستند، اگر هستند، از همین کره زمین هستند و برای کسی، لااقل برای کارشناسان و آگاهان امور، پنهان نمی‌مانند. خوب، ببینیم، این «‌خواجه ‌خارجی» چه کسی می‌تواند باشد

احتمال اول این است که حامی حزب نهضت اسلامی تاجیکستان و پشتیبانش، جمهوری اسلامی ایران باشد، بخصوص با توجه به اینکه هر وقت مقامات تاجیکستان از حزب نهضت اسلامی تاجیکستان و «‌خواجه ‌خارجی» آن یاد می‌کنند، بلافاصله جمهوری اسلامی ایران به ذهنها تبادر می‌کند

این احتمال وارد نیست. به دو دلیل. دلیل اول اینکه: واقعیتها می‌گویند و تجربه نیز آن را ثابت کرده است که هر گروه و حزبی در دنیا که جمهوری اسلامی ایران از او پشتیبانی نظامی کند، تا آخر و در هر شرایط و تا پیروز‌ شدن، از آن گروه حمایت می‌کند، حتی در سخت‌ترین شرایط. و علنی و آشکارا هم حمایت می‌کند، نه اینکه از کسی پنهانش کند، چنانکه این واقعیت را در مثال حزب‌الله لُبنان، جهاد اسلامی و حماس فلسطین، انصار‌الله یمن، حشد الشعبی عراق و دولت سوریه مشاهده می‌کنیم

بنابر این، اگر این فرض را بپذیریم (که البته، صحت ندارد، حالا فرض کنیم) که در پشت ماجرای اخیر در «بدخشان» و قبل از آن در ماجرای شهید ژنرال «حاج عبدالحلیم نظرزاده»، حزب نهضت اسلامی تاجیکستان می‌ایستاده و پشتیبان و حامی‌اش و به قول رحمان، «‌خواجه ‌خارجی»اش جمهوری اسلامی ایران بوده است، در این صورت، بعید است — و اصلاً محال است — که جمهوری اسلامی ایران حزب نهضت اسلامی تاجیکستان را در نیمه راه و بی آنکه این حزب به هدفش برسد که بنا بر ادعای رحمان، کودتا بوده است، رها کند. این محال است. تجربه نشان داده است که جمهوری اسلامی ایران هرگز و ابداً همپیمانهای خود را در نیمه راه ترک نکرده و نمی کند

دلیل دیگر آن است که: این چه «‌خواجه ‌خارجی» بوده است که در اوج و بحبوحه ماجرا، از «امامعلی رحمان» دعوت می‌کند و از او استقبال بسیار گرمی می‌نماید؟! «خواجه»‌ای که بنا بر فرض، به دنبال سرنگونی «رحمان» است؟! این چه «‌خواجه» ای عجیب و غریب؟! بخصوص با توجه به اینکه «رحمان» را در سفر اخیرش به جمهوری اسلامی ایران، رهبر این کشور شخصاً پذیرفت. آیت‌الله خامنه‌ای هر کسی را، بخصوص اگر با او سر دشمنی داشته باشد، نمی‌پذیرد. او تعارف ندارد. این درست مثل آن را می‌ماند که بگوییم، عبد ربه منصور هادی، رئیس جمهور خودخانده یمن، با دعوت جمهوری اسلامی ایران به این کشور سفر کرده و آیت‌الله خامنه‌ای از وی شخصاً استقبال نموده است

بلی، درست است که جمهوری اسلامی ایران از حزب نهضت اسلامی تاجیکستان در زمان جنگ داخلی تاجیکستان حمایت می‌کرد، زیرا حمایت از حزب نهضت اسلامی تاجیکستان، خواست و اراده این یا آن کابینه (رفسنجانی یا خاتمی) در ایران نبود، بلکه در قانون اساسی این کشور آمده است که نظام آن قانوناً موظف است، از هر گروهی اسلامی در جهان، حمایت به عمل آورد

اما چه حمایتی؟ آیا لزوما نظامی؟ نه! بلکه بنا بر آنچه از سیاستهای این کشور روشن است و مقاماتش تصریح هم می‌کنند و ابایی از گفتن آن ندارند، آنها فقط از «محور» به قول خودشان «مقاومت» در برابر رژیم «اسرائیل» و آمریکا حمایت نظامی می‌کنند، مثل جهاد اسلامی و حماس در فلسطین، انصار‌الله در یمن و غیره. اما از سایر احزاب و گروههای اسلامی، معمولاً حمایت سیاسی و احیاناً مالی می‌کنند، نه نظامی

و این، در حالی است که در چند سال اخیر، این کشور نه تنها از حزب نهضت اسلامی تاجیکستان حمایت نکرده که برعکس، روی فعالان این حزب فشارهایی هم وارد کرده است. مثلاً، چند سال پیش، روی شماری از فعالان حزب نهضت اسلامی تاجیکستان که در جمهوری اسلامی ایران زندگی می‌کردند، فشار آورد و آنها مجبور به ترک این کشور و مهاجرت به کشورهای اروپایی شدند

سکوت ایران در برابر قانون‌شکنیهای «رحمان» و از اینکه محتوای سازشنامه صلح تاجیکستان بین حکومت و اپوزیسیون را نقض کرده است، جایی خود، به حدی که پیمان ملی تاجیکستان — که وارث «انات» سابق در تاجیکستان است و یک طرف این صلح به شمار می‌رود — به مقامات این کشور به عنوان ضامن سازشنامه صلح تاجیکستان، نامه نوشته و از سکوت آنها شکایت کرده است

احتمال دوم این است که حامی و پشتیبان حزب نهضت اسلامی تاجیکستان و به قول رحمان، «‌خواجه ‌خارجی»اش در ماجرای اخیر، اروپا و درستترش، چند کشور اروپایی همراه با آمریکا باشد. این احتمال نیز وارد نیست و به دور است

چرا که از سیاستهایی که آمریکا و کشورهای اروپایی در قبال تاجیکستان در چند سال اخیر پیش گرفته‌اند، آشکارا دیده می‌شود که آنها در کشورهایی مثل تاجیکستان که چندان اهمییتی برایشان ندارد، اگر حمایتی از جهتی کنند، ترجیح می‌دهند که از رژیمهایی مثل رژیم «امامعلی رحمان» حمایت کنند. برای آنها وجود رژیمهایی مثل رژیم «امامعلی رحمان» که به ظاهر «سکولار» است، از وجود مثل حزب نهضت اسلامی تاجیکستان در سر قدرت در این کشورها، ترجیح دارد. برای یک تحلیلگر و کارشناس زبده و خبره که از معادلات جهانی آگاه است، این نکته روشن است

اما اینکه فعالان و رهبران حزب نهضت اسلامی تاجیکستان در حال حاضر در این کشورها زندگی می‌کنند و برای آنها پناهندگی سیاسی داده شده است و آنها در حرکات و فعالیت های خود آزادند، این مسئله هرگز به معنای حمایت و پشتیبانی این کشورها از حزب نهضت اسلامی تاجیکستان نیست. زیرا سیاست این کشورها همین است. نه تنها حزب نهضت اسلامی تاجیکستان، بلکه هر گروه و از هر کشوری که تحت تعقیب حکومتش باشد، اروپا و آمریکا به آنها پناهندگی می‌دهد. این، از اصول سیاست این کشورهاست و ربطی هم به این ندارد که در رأس قدرت در این کشورها چه حزب و با چه گرایشی قرار دارد

احتمال سوم این است که حامی حزب نهضت اسلامی تاجیکستان در ماجرای اخیر در «بدخشان» را روسیه بدانیم. این احتمال نه تنها وارد نیست، بلکه عکس آن صادق است. یعنی حکومت کنونی روسیه آشکارا از «رحمان» و قانون‌شکنیهای وی حمایت کرده است. و حتی در ماجرای اخیر که توقع می‌رفت، روسیه از بدخشانیها لااقل به زبان و رسانه‌ای حمایت کند — که تاریخاً چنین بوده است — نکرد. و این، مایه تاجب بسیاری از آگاهان به امور بود

بنابر این، این کشور را نه تنها «‌خواجه ‌خارجی» حزب نهضت اسلامی تاجیکستان پنداشتن، به دور از تصور است، بلکه برعکس، نزدیک به واقعیت خواهد بود اگر بگوییم، مقامات این کشور «‌خواجه ‌خارجی» «امامعلی رحمان»ند

احتمال چهارم و اخیر آن است، که «‌خواجه ‌خارجی» مفروض را کشورهای عربی و یا لااقل بعضی از کشورهای عربی و ترکیه بدانیم. این احتمال نه تنها بعید و به دور از ذهن است، بلکه حتی مقامات تاجیکستان نیز هرگز این کشورها را به عنوان «‌خواجه ‌خارجی» حزب نهضت اسلامی تاجیکستان ندانسته‌اند. برای سران این کشورها حالت ایده آل آن است که در رأس قدرت در کشوری مثل تاجیکستان، امثال «امامعلی رحمان» که از جنس خودشان است، قرار داشته باشد

خوب، این بود چهار احتمال درباره وجود «‌خواجه ‌خارجی» که برای حزب نهضت اسلامی تاجیکستان فرض می‌شود. می‌توان گفت، این تقسیمبندی شبیه یک حصر عقلی است که احتمالی دیگر ندارد، مگر آنکه گمان کنیم، «‌خواجه ‌خارجی» که «امامعلی رحمان» و دنباله روانش از آن می‌گویند، از «مریخ» بوده و احدی به غیر از «رحمان» و نوکرانش از وجود او آگاه نباشد

نکته دوم: بنا بر آنچه در بالا عرض شد، می‌توان گفت، این ادعایی که «امامعلی رحمان» و دنباله روانش می‌کنند و 30 سال است گوشها از آن پُر شده است، مبنی بر اینکه هر بلایی که در تاجیکستان رخ می‌دهد، گویی حزب نهضت اسلامی تاجیکستان پشت آن بوده و به دستور «خوجه خارجی»اش مرتکب می‌شود، یک ادعای پوچ و بی‌اساس است، به گونه‌ای که حتی خود «رحمان» نیز نیک می‌داند که این حرفها پوچ و دروغ هستند

خوب، پس، چرا چنین ادعایی میکند؟ پاسخش آن است که او می‌پندارد — که حتماً مشاورانی دارد که یادش می‌دهند — که تصویر یک دشمن خیالی، همیشه به نفع اوست، تا بتواند هر عیبی را به سر او بار کند و بگوید، این عیب من نیست، بلکه عیب آن «دشمن» و «‌خواجه ‌خارجی» اوست

یکی از اصول سیاست ماکیاولیستی همین است که شما یک دشمن به تصویر کشید، هرچند خیالی، و مدام عیب و نقصهای خود را به سر او بار کنید و خویشتن را صاف و پاک نشان بدهید

متأسفانه، جامعه و حتی بعضی نخبه‌های تاجیک، گول این حرفها را می‌خورند و باورشان شده است که هر بلا و مصیبتی که گریبانگیر این کشور می‌شود، عیب در آن، متوجه حزب نهضت اسلامی تاجیکستان و «‌خواجه ‌خارجی » اوست

البته، از یک نظر، هم می‌توان برای امامعلی رحمان «‌خواجه ‌خارجی» فرض کرد و هم برای حزب نهضت اسلامی تاجیکستان. چه گونه؟ حالا عرض می‌کنم

همین دو روز پیش در یک صحبت تلفنی با محی‌الدین کبیری، رهبر حزب نهضت اسلامی تاجیکستان — که انصافاً آدم واردی است — از چرایی و علت هجوم «رحمان» به بدخشان پرسیدم، زیرا بدخشان و وجود رهبران به اصطلاح، «غیررسمی» در آن، چندان تهدیدی برای رحمان و قدرت او محسوب نمی‌شد که او دست به کار شود و به فکر حذف آنها برآید. آنها هرگز نگفته‌اند و نمی‌گفتند که می‌خواهند، رحمان را سرنگون کنند. آرامی و ثبات و نظم در این منطقه نیز، در واقع مرهون وجود آن رهبران بود. رحمان به جایی حذف آنها، می‌توانست از وجود آنها برای مستحکم کردن قدرت خود بهره گیرد. اما به آنجا حمله کرد و این همه کُشت و کُشتار را راه انداخت که اثر آن، حالا حالا از بین نمی‌رود و او با این کارش یک کینه و عداوت خاصی را در دل فرزندان این منطقه کاشت که به این زودیها فراموش نمی‌شود. مسئله‌ای که درست به ضرر رحمان پایان یافت، نه به سودش

تحلیل کبیری این است — و درست هم به نظر می‌رسد — که «امامعلی رحمان» مبتلا به یک نوع توهم زدگی شده است. رحمان این گمان را دارد — مثل اینکه این گمان و توهم همیشه گریبانگیر اوست و خوابش نمی‌رود — که هم اینک، دستهایی او را از قدرت سرنگون می‌کنند و او از همه چیز محروم می‌شود و از این رو باید دست به کار شد و هر «دشمنی» را که گمان می‌رود که هم اینک او را از سر قدرت می‌گیرند، باید از سر راه برداشت

بنابر این، می‌توان، هم برای امامعلی رحمان یک «‌خواجه ‌خارجی» قائل شد و هم برای حزب نهضت اسلامی تاجیکستان. “«خواجه ‌خارجی» رحمان که او به دستور وی دست به کُشت و کُشتار می‌زند، در واقع همین توهم زدگی اوست. این توهم و گمان او — که او را هم اینک از قدرت می‌گیرند و او و اولادش از همه چیز محروم می‌شوند — وادارش می‌کند، «دشمن» خیالی را از سر راه بردارد

نکته سوم: و اما «‌خواجه ‌خارجی» که برای حزب نهضت اسلامی تاجیکستان فرض می‌شود، در واقع این مردم تاجیکستان هستند؛ مردمی که اپوزیسیون تاجیکستان با کمک و دستور آنها، به زودی «رحمان» توهمزده و مست از قدرت را از سر راه می‌گیرد. این یک سنت خدا و سنت تاریخ است و از آن گریزی نیست

سلامت باشید

* * *

(1)

‌خواجه ‌به معنای کدخدا، رئیس، صاحب، مالک و بزرگ است. و عبارت «‌خواجه ‌خارجی» در تاجیکستان و در اصطلاحات امامعلی رحمان، به صاحب و مالکی گفته می‌شود که از بیرون از کشور است. وقتی می‌گوید، حزب نهضت اسلامی تاجیکستان دارای «‌خواجه ‌خارجی» است، منظورش این است که این حزب، ‌خواجه ‌، صاحب و دستوردهنده ای دارد که یکی از کشورهای خارجه است و به دستور او عمل می‌کند، مثلاً، آمریکا یا جمهوری اسلامی ایران و یا اتحادیه اروپا و غیره

* * *

#Ҳафтаи_Улфатхоним_Мамадшоева_ва_Холбаш_Холбашев

#Озодӣ_ба_Улфатхоним_Мамадшоева

#Свободу_Улфатхоним_Мамадшоевой

#Озодӣ_ба_Холбаш_Холбашев

#Свободу_Холбашу_Холбашеву

#Free_Ulfathonim_Mamadshoeva

#Free_Kholbash_Kholbashev

Добавить комментарий

Заполните поля или щелкните по значку, чтобы оставить свой комментарий:

Логотип WordPress.com

Для комментария используется ваша учётная запись WordPress.com. Выход /  Изменить )

Фотография Twitter

Для комментария используется ваша учётная запись Twitter. Выход /  Изменить )

Фотография Facebook

Для комментария используется ваша учётная запись Facebook. Выход /  Изменить )

Connecting to %s

Блог на WordPress.com. Тема: Baskerville 2, автор: Anders Noren.

Вверх ↑

%d такие блоггеры, как: